هالیوود
و اسلام ستیزی

 

نویسنده: محمد جواد رمضانی



 

تاریخچه و پیشینه هالیوود:
 

وقتی که سینما در سال 1890 اختراع شد، بسیاری آن را جدی نگرفتند. در آغاز، سینما کاملاً تفننی تلقی می شد. در سالهای 1916 و 1917 با ورود برخی از سینماگران حرفه ای و با ساخت فیلم های جذاب این هنر رونق گرفت. ساخت استودیوهای شش گانه آمریکایی در دهه 1920م، هالیوود را در حومه شهر لوس آنجلس تشکیل دادند و تا 30 سال بعد از آن هالیوود حاکم مطلق این هنر بود. صاحبان این کمپانی ها، یهودی و از مهاجرین اروپای شرقی بودند. این عده شامل برادران وارنر، ساموئل گلدن، لویی مایر، کارل لمله، ادولف زوکر و ویلیام فاکس می شدند. آنها از هر چیزی برای موفقیت فیلمهایشان استفاده می کردند.

بقیه مطالب در ادامه مطلب

استفاده ابزاری از زنان، سیستم ستاره سازی، طرح و ساخت موضوعات غیر اخلاقی، خشونت، اسطوره سازی، ترویج خرافات و جادو و از این قبیل جزء برنامه های اصلی هالیوود بود. سیاستمداران آمریکا برای اینکه مدیریت افکار عمومی را بدست گیرند، از این صنعت خوب استفاده کردند. برای صاحبان قدرت و سرمایه در آمریکا این امر اثبات شده است که نمی توان بدون مدیریت افکار عمومی بر جهان سلطه پیدا کرد، افکار عمومی در داخل و خارج کشور باری پیش برد اهداف بسیار مهم است تا زمینه روانی مناسبی فراهم نباشد، استراتژی ها و اقدامات پیش نخواهد رفت. آمریکا و غرب از این صنعت برای تحقق اهداف و منافع خود در جهان بویژه جهان اسلام به خوبی استفاده کرده است. در همین راستا در دهه اخیر جهان استکبار با توجه به ابزارها و اهرم های تبلیغاتی که در اختیار دارد، به یک تهاجم گسترده فرهنگی علیه دنیای اسلامی دست زده است. شیوه ها و ابزارهای آمریکا و غرب برای اسلام زدایی و اسلام ستیزی بسیار متنوع است.
امروزه قدرت پیام از مهم ترین عوامل اقتدار اجتماعی کشورها محسوب می شود. کسی که رسانه را در اختیار داشته باشد و خوب مدیریت و هدایت نماید، می تواند نقش کنترل اجتماع را به آسان و سریع در جامعه ایفا نماید. یکی از این کشورها که به خوبی توانسته از ابزار رسانه بهترین بهره برداری را بنماید. یکی از این کشورها که به خوبی توانسته از ابزار رسانه بهترین بهره برداری را بنماید، ایالات متحده آمریکاست." آمریکا هرگاه که عزم جنگی می کند یا می خواهد یکی از استراتژی های کلان خود را به اجرا درآورد، از هالیوود کمک می گیرد.
در چنین مواقعی زبان هنر و رسانه ای آمریکا به گونه ای مصلحتی ارزشی می شود، یعنی قائل به تفکیک حق و باطل یا خیر و شر می گردند. در چنین حالتی به بیننده و یا شنونده اینگونه القاء می کند که باید یکی را انتخاب کنی. آمریکا همیشه خودش را در جناح حق می داند. اگر کسی هم با او مخالفتی داشت در جناح شیطان، شر یا آنتاگونیست قرار می گیرد و می گوید چون ما قدرتمند و برحقیم، در قبال سرنوشت انسان های دیگر هم به شدت مسئولیم و نباید بی تفاوت باشیم و وظیفه داریم نیروهای سرکش و متمرد و تروریست را بر سر جای خود بنشانیم. هالیوود در این عرصه بسیار یاور و کمک کار آمریکا بوده وهست. مثلاً سینمای هالیوود در مورد ویتنام کمک های بزرگی به دولت آمریکا نمود تا افکار عمومی جامعه آمریکا را جهت ورود به جنگ آماده سازد." [1]
حال باید بدانیم که این تئوریسین های فرهنگی و سیاسی که صاحبان رسانه های سینمایی هالیوود نیز هستند، چه کسانی هستند و در صدد القاء چه چیزی هستند.
قبل از اینکه بخواهیم مبحث اسلام ستیزی را مطرح کنیم، لازم است که در آمدی بر عقاید صهیونیست ها در زدودن دین و رواج باورهای غلط و خرافی در میان افکار مردم، داشته باشیم.
هالیوود در جنگ سرد، روس ها را شر مطلق معرفی می کرد. آمریکایی ها تا مدت ها حتی در فیلمهای علمی، تخیلی و فضایی خود چهره شرور روسها را به تصویر می کشیدند. با فروپاشی شر مطلق (روسها)، و با گسترش موج بیداری اسلامی، سمت گیری هالیوود بیشتر به سمت اسلام و مسلمانان تغییر جهت داد. همانطور که گفته شد مسلمانان در دهه هشتاد کمتر هدف سینمای هالیوود قرار می گیرند، اما گام های پر شدتی که هالیوود با آغاز دهه 90 برداشت، گویا قرار است مسلمانان صریحاً جایگزین تابوی شر شوروی بشوند، چون از نظر منطق رسانه ای، شر مطلق از بین رفته و باید شر دیگری جایگزین آن شود تا درام هالیوود شکل بگیرد. لذا فیلم هایی ساخته می شود که در آنها انسان هایی با عقاید، آداب و ظاهر اسلامی هستند که منافع آمریکا را به خطر می اندازند. چهره های این انسان ها افرادی کریه المنظر، بی رحم و تروریست و از کشتن و کشته شدن خودشان ترسی ندارند، به تصویر کشیده می شود.
شکی نیست که اتاق فکر هالیوود را تئوریسین های سیاسی خط می دهند، اینها هستند که با مبانی سازی هالیوود را تشویق به ساخت فیلم های اسلام ستیزی می نمایند. نظریات ساموئل هانتیگتون از جمله موراد است. هانتیگتون که زمانی مشاور سیاست خارجی کلینتون بود مقاله ای را تحت عنوان «مناسبات خارجی» در سال 1993 نوشت. این مقاله با تشویق و پی گیری همکاران و موسسات آمریکایی کامل شد و در سال 1996 با عنوان کتاب «برخورد تمدن ها و بازسازی نظم جهانی» منتشر گردید. به گفته او این موضوع یعنی برخورد تمدن ها موجب جنگ ها و درگیری های جهان نوین پس از جنگ سرد خواهد شد.
در این کتاب تمدن های معروف و مهم را بر می شمارد و به گفته سنک سومباس از فلوریدا استناد می نماید که نهایتاً رویارویی اصلی بین دو تمدن اسلام و غرب است و هانتیگتون آشکارا مطرح می سازد که غرب نباید درباره بنیادگراهای اسلامی نگران باشد، بلکه باید درباره خود اسلام نگران باشد. این نظریه که به آرامی از گردونه بحث ها داشت خارج می شد، با حوادث 11 سپتامبر مجدداً توجه بسیاری را به خود جلب کرد بعضی معتقد بودند، آنچه در 11 سپتامبر اتفاق افتاد، تاییدیه و شاهدی بر نظریه هانتیگتون شد. لذا این دیدگاه دستمایه هالیوود شد و فیلمی که بنام « ترمیناتور 2» ساخته شد. در این فیلم نیروهای خیر بر ماشین ها که شر بودند غلبه پیدا کردند. همین مضمون در فیلم «دروغ های حقیقی» تکرار می شود اما این بار به جای ماشین ها، مسلمانان نیروی شر هستند که در مقابل آرنولد قهرمان اصلی فیلم قرار می گیرند. در این جا نیروهای شر و تروریست کسی جز مسلمانان نیستند.

هالیوود در انحصار صهیونیسم:
 

این مقدمه که صنعت سینمای هالیوود امروزه، در انحصار بزرگان یهود است، نیازی به اثبات مجدد ندارد و به قدری این موضوع روشن است که جمله معروفی در این زمیه نكته جالب توجه اینكه، یكی از مجلات‏ صهیونیست‏ها به نام مومنت(Moment)در شماره اوت سال 1996 خود تحت عنوان«یهودیان هالیوود را اداره می‏كنند، خوب كه چی؟»، به حقیقت این مطلب اقرار نموده و فعالیت یهودیان را درمطبوعات به گونه‏ای توجیه كرد.[2] لذا اطاله کلام نمی کنیم و به موضوعهایی که مورد توجه سینماگران یهودی است می پردازیم.
" با مرور اجمالی"پروتكل‏های جهانی یهود"به‏ سهولت می‏توان دریافت كه صهیونیسم بین الملل به هدفی كمتر از تصاحب كامل دنیا و تشكیل حكومت واحد جهانی نمی‏اندیشد و برای نیل به این مقصود، ترویج خرافات دینی را بعنوان یكی از راهكارهای اساسی خود برگزیده است. سوء استفاده از برخی‏ فرازهای تحریف شده كتاب تورات و ترویج این خرافات از طریق‏ فیلم‏های سینمایی از همان آغاز در دستور كار صهیونیسم‏ بین الملل قرار داشته و همین امر حجم گسترده‏ای از فیلم‏های‏ ظاهرا دینی(ولی در باطن خرافی)را در تاریخ سینمای جهان پدید آورده است."[3]
مقصود از "خرافات دینی" شوائبی است كه آدمی بر مبنای تخیل‏ نفس اماره به ساحت لایزال دین منتسب می‏دارد و این شوائب‏ خیالی را عین حقیقت می‏انگارد. حال آنكه دین، جلوه‏ای از حقیقت رحمان است و خرافات، زاییده مكاید شیطان. همواره در كنار هر اعجاز موسایی، سامری‏ به ساحری بر می خیزد و ادعای معجزه می كند. امروزه برای‏ صهیونیسم، هیچ ساحری برتر از سینما و هیچ سحری مهیب‏تر از خرافات دینی نمی‏تواند مفید باشد.
خرافات دینی یهود متكی بر چند ركن است. ركن اول: نگاه خرافی یهود نسبت به مفهوم شیطان. بر اساس این‏ نگرش، شیطان مفهومی اهریمنی است كه با قدرتی مخوف و ویرانگر در برابر اراده پروردگار قد علم می‏كند و با كمك پیروانش‏ نسل آدمی را در معرض نابودی قرار می‏دهد .در آن گروه از آثار سینمایی كه شیطان را اینگونه ترسیم کرده اند، انسان‏ بی‏پناهی است كه به چنگال شیطان اسیر شده و هیچ امدادی از جانب پروردگار به او نمی‏رسد. در این مهلكه، اراده‏ خود او یا انسان‏های دیگر تنها سرمایه‏ای است كه می‏تواند به آن‏ امیدوار باشد. "این باور خرافی و كودكانه تا كنون دستمایه آثار سینمایی متعددی‏ قرار گرفته كه فیلم‏هایی نظیر:"جن گیر"،"طالع نحس"،"پایان‏ روزگار"و"وكیل مدافع شیطان"از آن جمله‏اند. "[4]
از دیگر خرافه‏های صهیونیستی كه به سینما راه یافته: "افسانه آخر الزمان" و پیشگویی‏های مربوط به آن است كه در فیلم‏هایی نظیر: "نوستراداموس"، "آرماگدون" و "روز استقلال" ردپایی از آن‏ می‏توان یافت. بر اساس این افسانه، فاجعه‏ای عظیم حیات بشری‏ را تهدید خواهد كرد و آخرین نبرد خیر و شر در جغرافیای خاصی‏ از زمین به وقوع خواهد پیوست. وسعت فاجعه آن قدر است كه‏ انسان‏ها از مقابله با آن در می‏مانند و ناامیدانه به هوشمندترین و شجاع‏ترین نژاد بشری(یعنی آمریكایی‏ها) پناه می‏برند!
"مهمترین تأثیر این گروه از فیلم‏های خرافی آن است كه حس‏ اعتماد به نفس را در مخاطبین جهان سومی نابود می‏سازد و همزمان اعتماد و انقیاد نسبت به صاحبان اصلی دنیا را (كه به زعم‏ این فیلم‏ها آمریكاییان و یهودیان هستند) ترویج می‏نماید. در صورت مشاهده مكرر این قبیل فیلم‏های خرافی،مردم جهان سوم‏ ظاهرا به آمریكا و باطنا به صهیونیسم بین الملل حق می‏دهند كه‏ چند صباحی در این عالم فانی حكومت و سروری كنند! زیرا وقتی‏ فاجعه عظمی بروز كند، همین‏ها هستند كه باید به داد مردم دنیا برسند و نسل انسان را از خطر نابودی برهانند!"[5]
با پرداختن به موضوع آخرالزمان ترسیم مغرضانه از پیروان شیطان، کشورهای مشرق زمین و اسلامی را در این گونه فیلم ها به عنوان آنتاگونیست معرفی می کنند. یعنی شیطان از کشورهای اسلامی برمی خیزد و نیمه غربی عالم را مورد تاخت و تاز خود و یارانش قرار می دهد. به عنوان نمونه فیلم «جن گیر» به گونه ای ساخته می شود که اسلام یک هیولای باستانی ماقبل تاریخ است. در این فیلم، در خرابه های نینوای عراق گروهی باستان شناس مشغول حفاری هستند که با صدای اذان شروع می شود -وقت غروب از نظر مسیحیان وقت شیطانی است- ناگهان یک مقبره باستانی باز می شود و مجسمه شیطان آشور بیرون می آید، گویا روح شیطان که در وقت غروب و همزمان با صدای اذان از یک کشور اسلامی برخاست، به شهر جورج تاون در آمریکا می رود و در کالبد یک دختر آمریکایی حلول کرده و او را به یک هیولا تبدیل می کند و این دختر هم دست به جنایت های متعدد می زند. برخی مواقع هالیوود ارزش های اسلامی را به صورت ظریف به نفع خودش مصادره می کند و از آن خود می داند. مثلاً در فیلم گلادیاتور ژنرال «ماکسیموس» به صورت یک قدیس و انسانی ارزش گرا و اخلاقی و خانواده دوست ظاهر می شود، این شخص ریش دار ضد فساد است و به دنبال شهادت و عدالت طلبی است.
"خرافه دیگری كه صهیونیست‏ها آن را در قالب سینمایی مصادره به مطلوب كرده‏اند، مسئله «ظهور ناجی» و «سفر به سرزمین موعود» است. اما ناجی این قبیل فیلم‏ها نه آن منجی است كه بشریت در انتظار اوست."[6]
حال این قالبهای ارائه شده را همراه با نظریه های نظریه پردازانی چون فوکویاما، هانتینگتون و برنارد لوئیس که اسلام را به عنوان عامل خشونت و شر معرفی می کنند، در کنار یکدیگر قرار می دهیم. نتیجه ساده است، فیلم هایی نظیر «هری پاتر» و «ارباب حلقه ها» که تقابل خیر و شر را نشان می دهند، ساخته می شود. و یا فیلم هایی که سعی در اثبات یک قوم به عنوان خیر و نژادی دیگر به عنوان شر هستند، اکران می شوند. "صهیونیستها برای ترویج افکار و ایده هایشان سرمایه گذاری زیادی کرده اند. مثلاً در دهه 50 رژیم صهیونیستی میلیون ها دلار خرج کرد تا فیلم هایی همچون ده فرمان و بن هور ساخته شد. تا بتواند به نوعی حضور نامشروع اسرائیل در فلسطین اشغالی را توجیه کند."[7]
اما شیوه های تقابل هالیوود با اسلام، شامل موارد دیگری نیز می شود که به طور خلاصه به هر کدام از آنها اشاره می کنیم.
1- تبلیغ عرفان های سکولار و بدون خدای شرقی که به نوعی انحراف از مسیر خدای واقعی است.
2- تهاجم فرهنگی و مقابله با مسلمانان با ترویج ارزشهای مادی گرایانه مثل انحرافات جنسی، خشونت و جادوگری و...
3- بی تمدن و عقب مانده و تروریست جلوه دادن مسلمانان در فیلم هایی همچون محاصره و دروغهای حقیقی.
4- برتر جلوه دادن یهودیان و قوانین آنها در تمام عرصه ها و تحقیر ادیان اسلام و مسیحی مثل فیلم دختر راهبه و یا فیلم هایی که علیه مسلمانان می سازند مثل فیلم کشتی های بلند، ماه، سحر و هدیه.
5- تبلیغ چهره ای اهریمنی از مسلمانان و سست کردن آنان در باورهای خود و تزلزل نسبت به تظاهرات دینی و شعائر مذهبی و از همه مهمتر، هویت اسلامی شان.
6- استفاده از تصاویر مسلمانان در فیلمهای طنز و خنده دار، فیلمی به نام «دنبال کمدی در دنیای مسلمانان» ساخته البرت بروکز به نوعی توهین به مسلمانان بود.
"روی هم رفته هالیوود عمدتاً مسلمانان را عرب معرفی می کند، حال آن که حدود 15درصد مسلمانان عرب هستند. تصویر ارائه شده از مسلمانان در سینمای هالیوود مشخصاً به سه دوره تقسیم می گردد:
از ابتدای تاسیس هالیوود تا شکل گیری دولت صهیونیستی؛ در این دوره سینمای هالیوود، مسلمانان را عمدتاً به صورت انسان های غیر متمدن، بدوی و احمق معرفی می کند.
از زمان شکل گیری دولت صهیونیستی تا ظهور انقلاب اسلامی؛ در این دوره علاوه بر تصویر دوره اول، مسلمانان را اغلب به صورت انسان های غارتگر و و حشی نشان می دهد که یا پولدارانی احمقند و یا قدرتمندانی بی رحم که به کسی ترحم نمی کنند.
از ظهور انقلاب اسلامی به بعد بویژه پس از یازده سپتامبر؛ در این دوره هم علاوه بر تصویرهای اول و دوم، شخصیت مسلمانان را عمدتاً به صورت خشک مقدس، متنفر از یهود و مسیحیت و تروریست نشان می دهند. زنان عرب را هم به صورت رقاصه، جادوگر، جنسی زبون و ذلیل در فیلم هایشان به تصویر می کشند."[8]

پی نوشت ها :
 

[1]قاسمی، علی، نقش هالیوود در اسلام ستیزی، فصلنامه مطالعات سیاسی، سال چهارم، شماره هفدهم ص102
[2]میرلوحی، سیدهاشم، آمریکا بدون نقاب، ص 119
[3] شاه حسینی، مجید، سینما و صهیونیست، ص11
[4]شاه حسینی، مجید، سینما و صهیونیست، ص12
[5]همان
[6]همان
[7] قاسمی، علی، نقش هالیوود در اسلام ستیزی، فصلنامه مطالعات سیاسی، سال چهارم، شماره هفدهم ص104
[8] قاسمی، علی، نقش هالیوود در اسلام ستیزی، فصلنامه مطالعات سیاسی، سال چهارم، شماره هفدهم ص108
http://www.isu.ac.ir/Farsi/Academics/CultureCommunications/Books/Dawat/data/nashriye%20design/maghalat(javad).htm



منبع:www.rasekhoon.net


برچسب ها :
هالیوود ,  اسلام ستیزی ,  تاریخچه هالیوود ,  هالیود , 

موضوع :
اخبار جهان اسلام ,