تحریم های غربی علیه برنامه هسته ای ایران تنها بهانه ای است تا راهبرد تسلیم پذیر كردن ایران را محقق كند، حفظ اهرم تحریم و بازی با بخش های غیر موثر و غیرمتوازن یك تاكتیك مذاكراتی است. دلیل عقب نشینی از ادبیات یك طرفه در منطق مذاكره و نرمش جدید در آلماتی این است كه از یك سو با شاخص های متضاد با اهداف خود در محیط ملی ایران روبه رو شده اند و نتیجه فشار و منطق تحریم- مذاكره را در ایران دریافت نكرده اند و ثانیاً با....
آخرین دور مذاكرات بین 1+5 و ایران هشت ماه پیش انجام شد و نشان داد روند آغاز شده از استانبول و سپس بغداد به یك نقطه تكاملی برای طرح جامع از سوی ایران در گام های پنج گانه رسید و با اینكه آمریكا احساس می كرد، می تواند ادبیات یكسویه خود را در مذاكرات تحمیل كند، ناچار به یك توقف برای بازنگری در تاكتیك ها و بهینه سازی روش های خود شد. آمریكایی ها در ارزیابی های خود چنین نتیجه گیری كرده بودند كه تحریم ها و منطق فشار اقتصادی و سیاسی و تبلیغاتی، كارآمدی لازم را نداشته و گفتمان ایران حاكی از استواری در مطالبات حقوق هسته ای و غنی سازی است، لذا موج جدیدی از تحریم های به اصطلاح فلج كننده در دستور كار كاخ سفید قرار گرفت. البته این رویكرد، از سویی نیز مرتبط با رایزنی های مستمری بود كه بین آمریكا و رژیم صهیونیستی در جریان بود.

صهیونیست ها با به كارگیری تمامی توان خود و لابی صهیونیستی و جمهوریخواهان، خواستار تعریف یك خط قرمز در مسیر فعالیت های هسته ای ایران برای قطعی شدن برخورد نظامی با ایران بودند و برای این كار قابلیت غنی سازی 20 درصدی را به عنوان آستانه توانمندی ساخت بمب تفسیر می كردند و لذا آن را نقطه تهدید فوری برای خود و آمریكا عنوان می كردند. آمریكایی ها كه قصد نداشتند در دام های صهیونیستی قرار گیرند و در دوره حكومتی اوباما، به دنبال خروج از عراق و افغانستان و كاهش رویكردهای جنگی بودند تا هزینه های جدیدی در بحران مالی و اقتصادی برخودتحمیل نكنند، تعریف و تفسیر دیگری از «آستانه» داشتند. از نگاه آمریكایی ها ، خطر زمانی است كه غنی سازی با ساخت كلاهك و وسیله پرتاب كننده و یا حمل كننده، همراه باشد و برای این كار دوره زمانی دو تا سه سال را پیش بینی كرده و این مدت را برای تصمیم گیری و اقدام خود كافی می دانستند. ولی در عین حال برای جلوگیری از چنین شرایطی، افزایش تحریم ها و گسترده كردن آنها را برای مقابله با برنامه هسته ای ایران الزامی ارزیابی كردند. به همین دلیل در هشت ماه گذشته، حداقل پنج تحریم جدید اقتصادی را، فرمول دستیابی به نتیجه قرار دادند. با اینكه این تحریم ها و فشارهای اقتصادی غیرقانونی، اثراتی در اقتصاد ایران بجا گذاشت، ولی اراده ملی و مردمی همچنان مقاوم و پایدار باقی ماند.

نماد این ایستادگی در تظاهرات 22 بهمن و مواضع مقامات و اقدامات فنی گسترش یافته هسته ای تبلور یافت. از آنجا كه مولفه های گوناگونی بر رویكرد و سیاست های آمریكا تأثیر می گذارند و روند تحولات خاورمیانه، افزایش نگرانی از ابعاد بحران اقتصادی در آمریكا و چالش های جهانی با قدرت ها و ترس از خسارت جایگاه آمریكا در نظام بین الملل و معادلات قدرت، به شكل بدیهی برای آمریكا چالش ساز است سیر زمان نیز به زیان آمریكا، به پیش می رود، لذا به یكباره، درخواست مذاكرات جدید و حتی دوجانبه با ایران از زبان دیپلماسی آمریكایی شنیده شد. آمریكایی ها كه تا به حال از زمان دادن برای اثرگذاری و نتیجه بخش شدن سیاست فشار حرف می زدند این بار، از فوریت مذاكره و ارائه پیشنهادهای جدید سخن گفتند، البته در فضاسازی های رسانه ای، همواره از ادبیات استكباری و یكسویه و اینكه فرصت های دیپلماتیك كاهش می یابد و یا اینكه ایران باید از بین تعامل و تقابل یكی را برگزیند و ... سخن می گفت. با همه جنجال تبلیغاتی در مورد بسته پیشنهادی خود كه مشوق هایی نیز در نظر گرفته شده، در نشست دو روزه آستانه قزاقستان، معلوم شد كه به بخشی از طرح گام به گام ایران در مسكو، به شكل بسیار ناقصی پاسخ گفته اند و به قول خودشان، مشوق های غیرمتوازن با خواسته های شان را ارائه كردند. در این بسته، كاهش برخی تحریم ها كه ارتباطی با تحریم های نفتی و بانكی ندارد در مقابل توقف غنی سازی 20 درصدی در فوردو مطرح شد و وعده داده اند كه تحریم های جدید از سوی اتحادیه اروپا علیه ایران اعمال نمی شود. تیم مذاكره كننده ایرانی با استقبال از آغاز تغییر ادبیات و رویكرد غربی، فرمول و پیشنهادات جدیدی به تیم 1+5 مطرح كرد و در دور دوم مذاكرات آلماتی كه پس از رایزنی و مشورت های تیم غربی در بعد از ظهر روز اول انجام شد، توافق كردند كه موضوعات مطرح شده در یك نشست كارشناسی بین معاونان دكتر جلیلی و خانم اشتون در روزهای پایانی اسفند، بررسی و در نشست بعدی آلماتی در 16 فروردین، به تصمیم گیری و توافق برسد.

از آنجا كه تحریم های غربی علیه برنامه هسته ای ایران تنها بهانه ای است تا راهبرد تسلیم پذیر كردن ایران را محقق كند، حفظ اهرم تحریم و بازی با بخش های غیر موثر و غیرمتوازن یك تاكتیك مذاكراتی است. دلیل عقب نشینی از ادبیات یك طرفه در منطق مذاكره و نرمش جدید در آلماتی این است كه از یك سو با شاخص های متضاد با اهداف خود در محیط ملی ایران روبه رو شده اند و نتیجه فشار و منطق تحریم- مذاكره را در ایران دریافت نكرده اند و ثانیاً با امید به اثرگذاری در روندهای انتخاباتی و امكان تسلیم پذیر كردن ایران، ارائه نرمش های جزئی و بی اثر را مبنای حركت جدید خود قرارداده اند تا مردم و اقتصاد ایران را با سیر توافقات كوچك مرتبط كرده و بدون اعطای امتیاز واقعی، موثر و متوازن، نتیجه و كاركرد تحریم و سپس توافق های كوچك را در محیط سیاسی داخلی میسر بسازند. آنها امیدوارند از طریق فرمول ارائه شده، چنین القا كنند كه امكان توافق با آمریكا وجود دارد و توافق با آمریكا نیز به معنی گشایش در كارها است. آنچه جالب است اینكه آمریكایی ها نه تنها چند روز پیش از آغاز مذاكرات آلماتی تحریم های جدیدی علیه ایران مصوب و اجرا كردند، بلكه در كنگره آمریكا نیز طرح های تحریمی جدیدی در حال آماده سازی است و دیپلماسی آمریكا برای الزام كشورهای جهان به اجرای تحریم های غربی علیه ایران در حال تلاش مستمر است. آخرین نمونه این كار كه همزمان با مذاكرات آلماتی دنبال شد، سفر معاون خزانه داری آمریكا به عراق است كه به شكل غیررسانه ای انجام گرفته و خواستار عدم همكاری عراق با ایران و سوریه شده است. طرح جدید تحریمی آمریكا كه در حال آماده سازی است، همانند سیاست های تحریمی علیه صدام و با عنوان نفت در مقابل غذا یا كالا آماده تصمیم گیری است. جالب اینكه چندین كشور غربی و هم پیمان آن در صف دیدار از ایران قرار دادند تا با مطرح كردن فضای همكاری جدید با ایران، خود را تأمین كننده كالا برای ایران معرفی كنند، حال آنكه مشكلات اقتصادی و بحران مالی و تأثیر سیاست های تحریمی، آنها را به تهران كشانده است ولی در ژست جدید، این نیاز خود را به ایران می فروشند. استفاده از سایت فوردو و به ویژه نصب سانتریفیوژهای نسل جدید كه چندین برابر نسل قبلی در تولید كمی و كیفی، كارآیی دارد و پیش از مذاكرات آلماتی در این سایت نصب شد، به شدت بر محاسبات غربی ها اثرگذاشته است.

نشست و مذاكرات دو روزه در آلماتی و توافقات اولیه صورت گرفته، یك نقطه آزمون برای راستی آزمایی رفتار و سیاست های غربی است، اگر چه از منظر دیگر این نشست، آغاز مرحله جدیدی از سیاست های آمریكا و غرب محسوب می شود.تغییرگری «سیمور» و جایگزینی آن با« آینهور» كه كارشناس خلع سلاح است وقتی در كنار رفتار مشكوك آژانس و اصرار بر پارچین و بازرسی های گسترده و سرزده از برخی مراكز قرار گیرد، نشان می دهد كه آمریكایی ها در خوشبینانه ترین حالت، مباحث مربوط به صنایع موشكی را نیز به موازات مسئله هسته ای ایران فعال خواهند كرد. اگر چه آمریكایی ها چنین توجیه می كنند كه این كار نیز در ردیف سیاست بازدارندگی برای جلوگیری از ساخت بمب هسته ای است، ولی واقعیت این است كه از یكسو به كاركرد تحریم ها در سیاست های ملی ایران امید چندانی ندارند و از سوی دیگر گسترش و افزایش تحریم ها را به مثابه استقبال از درگیری با ایران ارزیابی می كنند كه نه آمریكایی ها و نه شرایط جهانی به هیچ وجه آن را قابل قبول و قابل تحمل نمی داند، لذا فعال كردن یك عرصه موازی با برنامه هسته ای برای حفظ راهبرد فشار و تحریم را ضروری می دانند.

در نگاهی دیگر برای راستی آزمایی از سیاست های غربی در مذاكرات آلماتی، پیگیری عناوین زیر به ارزیابی نهایی كمك خواهد كرد. از یكسو باید دید مواضع رسمی و اعلامی در غرب چگونه دنبال می شود. از سوی دیگر در كنار نوع رفتارهای قبلی كه با تحریم های جدید دنبال می شود، به نوع همكاری آنها در نشست كارشناسی و نشست بعدی آلماتی (فروردین 92) باید توجه داشت.آنچه در سیاست های رسمی و علنی ایران مورد تأكید است اینكه حقوق هسته ای و به ویژه حق غنی سازی ایران در هرگونه مذاكرات پیشنهادی باید اساس قرار گیرد و هرگونه بسته مذاكراتی ضمن توازن در موضوعات متقابل و موثر بودن، باید به شكل همزمان و همگام به اجرا درآید. این فرمول بدیهی ترین چهارچوب برای دستیابی به یك نتیجه برد- برد و پایان دادن به سیاست های یكطرفه است. نكته مهم در حاشیه نشست آلماتی و یا مذاكرات هسته ای ایران و 1+5 نوع عكس العمل واكنش برخی بازیگران است. رژیم صهیونیستی با نگرانی به هر نوع توافق و سطح آن در مذاكرات نگاه می كند و از تمامی ابزارها و لابی های صهیونیستی در آمریكا و اروپا و ... برای مدیریت این توافقات احتمالی و یا به شكست كشاندن آن استفاده می كند. كشورهای مرتجع عرب و دیكتاتور های هم پیمان با آمریكا نیز از شكل گیری یك فضای منطقی و طبیعی در مذاكرات ایران و 1+5 جلوگیری می كنند، چرا كه هر نتیجه مثبت مذاكراتی را تیر خلاص برای خود می دانند.

آنچه قابل توجه است اینكه فراوانی مراكز فكری و شخصیت ها و رسانه ها و نخبگانی كه با حجم قابل ملاحظه از حقوق هسته ای ایران و ضرورت متوازن سازی رفتار آمریكا سخن می گویند و یا ادامه تحریم ها را مانع اصلی مذاكرات و هرگونه توافق تلقی می كنند در كشورهای غربی رو به فزونی است. حتی جك استراو، وزیر خارجه اسبق انگلیس برضرورت اعتمادسازی با ایران سخن می گوید و برای اولین بار در BBC «از حق غنی سازی هسته ای ایران» حرف می زند.اگر موضوع پیشنهاد اعتمادسازی متقابل شش ماهه در مذاكرات آلماتی را جدی بگیریم در آزمون و راستی آزمایی سیاست های غربی، مسیر آسانی را باید طی كنیم، چرا كه این اعتمادسازی از طریق ادامه سیاست فشار، تحریم و مذاكره حاصل نمی شود و در حداقل شرایط، باید شاهد تعلیق در رویكردهای تحریمی غرب باشیم، در یك ماه آینده، این آزمون و راستی آزمایی به نتایج خود خواهد رسید و آمریكایی ها و اروپایی ها نشان خواهند داد كه با تغییر ندادن رویكرد و نپذیرفتن همكاری بجای تقابل و براندازی عمل می كنند یا به دنبال رویه و منطق جدید برای احترام به حقوق هسته ای ایران هستند.
منبع:www.bso.ir



برچسب ها :
5+1 ,  مذاکره هسته ای ,  ایران ,  غرب , 

موضوع :
سیاسی ,