سینه پر درد و فغان است چه پنهان از تو سبزه را بوى خزان است چه پنهان از تو اى دریغا! شاهبازان به چه قانع شده‏اند! دل نرگس نگران است چه پنهان از تو و أعنّا على تأدیة حقوقه إلیه‏

 فابذل نفسى و مالى و ولدى و أهلى و جمیع ماخوّلنى ربّى بین یدیك

1. در ایام اللّه میلاد خاتم الأوصیاء، حجت خدا، نور آل محمدصلى الله علیه وآله(1)، مهدى فاطمه(عج) هستیم. مى‏توان این روز را به عادت گذراند و به غفلت سپرى كرد و از یم به نمى و از دریا به قطره‏اى قانع شد و مى‏توان به بازكاوى حقوق امام مهدى(عج) و محاسبه‏ى عهد و پیمان‏هایى كه با آن حضرت داریم، پرداخت و با نقبى به نور و محاسبه‏ها و بازكاوى‏ها، به وسعت‏ها و هدایت‏هاى بیش‏ترى رسید...

بازکاوی حقوق امام مهدی (عج)

سینه پر درد و فغان است چه پنهان از تو سبزه را بوى خزان است چه پنهان از تو اى دریغا! شاهبازان به چه قانع شده‏اند! دل نرگس نگران است چه پنهان از تو و أعنّا على تأدیة حقوقه إلیه‏

 فابذل نفسى و مالى و ولدى و أهلى و جمیع ماخوّلنى ربّى بین یدیك

 

1. در ایام اللّه میلاد خاتم الأوصیاء، حجت خدا، نور آل محمدصلى الله علیه وآله(1)، مهدى فاطمه(عج) هستیم. مى‏توان این روز را به عادت گذراند و به غفلت سپرى كرد و از یم به نمى و از دریا به قطره‏اى قانع شد و مى‏توان به بازكاوى حقوق امام مهدى(عج) و محاسبه‏ى عهد و پیمان‏هایى كه با آن حضرت داریم، پرداخت و با نقبى به نور و محاسبه‏ها و بازكاوى‏ها، به وسعت‏ها و هدایت‏هاى بیش‏ترى رسید.

 2. مهدویّت، قلب تپنده‏ى حیات شیعه در تمامى قرون و اعصار است.

 مهدویّت، رمز و راز نجات انسان معاصر از بن بست‏ها و گرداب‏ها است.

 مهدویّت، نه یك راه، كه تنها راه است.

 مهدویّت، انرژى متراكمى است كه اگر به درستى از آن بهره گرفته شود، توانایى شگرفى در وحدت همگان و بسط معنویّت و احیاى دین دارد.

 مهدویّت و اعتقاد به یك منجى و مصلح، باور مشترك همه‏ى ادیان و نداى قلبى همه‏ى مستضعفان در سرتاسر این كره‏ى خاكى است.

 مهدویّت، باورى عمیق است كه ریشه در ساخت و بافت انسان دارد.

 مهدویّت، امید مستضعفان و نویدِ پایانِ سبزِ زمان است.

 مهدویّت، چشم‏اندازى است زیبا به جهان آینده و آینده‏ى جهان.

 مهدویّت، سرفصل رویش و تولّد نهایى انسان است.

 مهدویّت، حقیقت سترگى است كه جهان با وجود او، بر مدار عشق مى‏چرخد، و خورشید، به یُمن درخشش نورش، زمین و آسمان را نور باران مى‏سازد.

 مهدویّت، عامل رعب و هراس همه‏ى مستكبرین و دشمنان انسانیت است. مهدویّت، برگى زرین در دفتر تاریخ انسان است.

 مهدویّت، نگاه سبز شیعه و ادامه‏ى كربلا و نگاه سرخ حسین‏علیه السلام است.

 مهدویّت، آخرین پناه و خاكریز انسان معاصر در برابر همه‏ى سیاهى‏ها و پلشتى‏ها است.

 مهدویّت، رمز پیروزى و استمرار انقلاب اسلامى ایران است.

 مهدویّت، امید و حیات و زیبایى و عشق و شور و نشاط، و در یك كلمه، همه چیز ما است.

 یابن الحسن! روحى فداك! متى ترانا و نراك؟(2)

 3. امروزه، دشمنان، سرمایه گذارى فراوانى در راه مبارزه با این اندیشه‏ى حیات بخش - كه اساس تشیّع است - كرده‏اند. این هجوم‏هاى خشن كه پس از پیروزى انقلاب اسلامى و بویژه در دهه‏ى اخیر، به ساحت مهدویّت شده است نشان از اهمیت و حیاتى بودن این موضوع براى دشمن دارد.

 دشمن، نیك مى‏داند كه حیات شیعه، در گرو دو نگاه سرخ و سبز است: نگاه حسینى و نگاه مهدوى. با یكى،قیام مى‏كند و با دیگرى، آن را حفظ مى‏كند. این همه هجوم از ایجاد شبهه گرفته تا انواع فیلم‏ها و بازى‏هاى رایانه‏اى، نشانه‏ى هراس آنان از این حقیقت سترگ است.

 امروزه، دشمن، حیات خود را در زوال و یا تحریف این اندیشه مى‏داند. اندیشه‏اى كه مانند روح، در كالبد معتقدانش رسوخ مى‏كند و آنان را در برابر همه‏ى مستكبران به پا مى‏دارد.

 4. به شهادت روایات متعدد، ایرانیان نقش بزرگى در زمینه سازى ظهور آن حضرت دارند.(3) این روایات، چنان كه بشارت است، هشدارى به وظیفه‏ى سنگین ایران اسلامى هم هست.

 ناگفته نماند كه این روایات، دشمنان را هم در مورد ما حسّاس كرده و آنان را به سرمایه گذارى بیش‏ترى براى به انحراف كشیدن نسل جوانِ این مرز و بوم و دورى آنان از اندیشه‏ى مهدویّت، كه در حقیقت، اساس انقلاب ما هم هست، وا مى‏دارد.

 5. مسأله‏ى مهدویّت، همواره از مظلوم‏ترین‏ها بوده است، چه قبل و چه بعد از انقلاب. قبل از انقلاب، اسیر حجتیه‏اى‏ها بود و پس از انقلاب، هر كه مى‏خواست در این وادى داخل شود، ترس از اتّهام انتساب به این انجمن، براى بازداشتن و انزواى او كافى بود، امّا در چند سال اخیر، با كوشش برخى مراكز و به میدان آمدن تنى چند از افراد شناخته شده و همراه و هماهنگ با انقلاب و رهبرى، این سدّ شكسته شد و این مبحث، از انحصار منحرفان و كج سلیقگان، خارج گشت.

 در هر حال، آن چه كه قابل كتمان نیست، این است كه پس از انقلاب، آن گونه كه شایسته‏ى این مباحث و موضوعات بود، به آن پرداخته نشد و در نتیجه، بیش از دو دهه، ركود بر این مباحث سایه انداخت. جبران این ركود و توقف، آن هم در عصر سرعت، خود تلاش مضاعف را از همه‏ى نهادها و مسئولان مى‏طلبد.

 6. هر كسى را سالى است، از كشاورز و تاجر گرفته تا عارفان و سالكان. یكى، سالش را هنگام برداشت محصول قرار مى‏دهد و دیگرى، هنگام تحصیل سود. بر شیعیان مهدى باور و سالكان مهدى زیست، فرض است كه در نیمه‏ى شعبان، در كنار اَعمال فراوان شب و روز آن، به محاسبه‏ى تكالیف و عهدهاى خود با امام‏شان بپردازند و بر حقوق آن حضرت و آن چه نسبت به آن بزرگوار كرده‏اند و نكرده‏اند، مرورى داشته باشند. بر كرده‏ها، سپاسگزار و شاكر باشند و بر نكرده‏ها، استغفار و تصمیم بر جبران.

 7. ما، هر یك، عهدهایى داریم با خداى‏مان، پیامبرمان و امام‏مان.

 با خداى‏مان عهد كردیم كه شرك نورزیم‏

 ((ألم أعهدْ إلیكم یا بنى آدم أنْ لاتعبدوا الشیطان))(4)

 ((و اطاعت او و اولیایش را گردن گذاریم.))(5)

 با پیامبرمان عهد بستیم، پاسدار وحى و حامى وصىّ او باشیم.

 با امام‏مان میثاق بستیم كه او را بشناسیم و در برابرش تسلیم باشیم(6) و جان و مال و خویشان و همه‏ى آن چه كه خداوند به ما ارزانى داشته، فدایش كنیم و به پایش بریزیم:

 ((و هو عهدى إلیك و میثاقى لدیك... فأبذل نفسى و مالى و ولدى و أهلى و جمیع ما خوّلنى ربّى بین یدیك و التصرّف بین أمرك و نهیك))(7)

 با او عهد كردیم كه مدافع حریمش باشیم و در برطرف كردن حوایج و خواسته‏هاى او - كه در حقیقت، خواسته‏هاى ما و به نفع خود ما است - كوشا باشیم:

 ((اللهم! اجعلنى من أنصاره و أعوانه والذّابّین عنه والمسارعین إلیه فى قضاء حوائجه والممتثلین لأوامره والمحامین عنه والسابقین الى إرادته والمستشهدین بین یدیه)).(8)

 و زمینه ساز حكومتش باشیم:

 ((یوطّئون للمهدیّ سلطانه))(9)

 و به دوستانش محبت بورزیم و با دشمنانش بستیزیم:

 ((سلم لمَنْ سالمكم و حربٌ لمَنْ حاربكم)).

 این حقوق، چه فردى و چه اجتماعى، حقوق سنگینى است تا آن جا كه براى اداى آن‏ها، باید از ذات احدیت استعانت جُست:

 ((و اعنّا على تأدیة حقوقه إلیه)).(10)

 از حقوق فردى، در فرصتى دیگر باید گفت و گو كرد. (در كتاب مكیال المكارم تا حدود هشتاد وظیفه، شمارش شده است). مناسب است در این فرصت، به بررسى وظایف جامعه‏ى ایران اسلامى به عنوان زمینه سازان قیام و انقلاب آن حضرت و نهادهاى حكومتى و غیرحكومتى آن بپردازیم، از صدا و سیما گرفته تا آموزش و پرورش، دانشگاه، حوزه، وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات، مراكز تولید سینمایى، پژوهش‏گاه‏ها و مراكز و مدیرانى كه نیروى انسانى كلانى تحت پوشش دارند.

 بهتر، این است كه در این ایام، هر یك از این نهادهاى تأثیر گذار حكومت دینى، به بازكاوى كارنامه‏ى یك ساله‏ى خود بپردازند و نتیجه را به عنوان یك وظیفه‏ى خطیر به اطلاع مردم برسانند.

 در ادامه، مرورى خلاصه به وظایف برخى از این نهادها، به عنوان نمونه، خواهیم داشت و بررسى همه آنها را به فرصتى دیگر وامى‏گذاریم.

ادامه دارد...




موضوع :
امام شناسی ,