ضرورت امام شناسی

تردیدی نیست که رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) وقتی به جوار پروردگار تعالی شتافت هنوز به دلیل عدم مجال کافی تمامی مسایل نظری و علمی اسلام مورد توجه و تدقیق مستوفی قرار نگرفته بود.در سطح نظری رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) برای امت اسلامی خطوطی را که شریعت و قانون اسلام معلوم کرده بود و در سطح علمی نیز رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) برای دگرگون سازی اجتماع از حیث فکر و عمل به انقلاب بزرگی دست زد و می خواست به حسب افکار و مفاهیم و روش کار انسانی مسئول و رهبری الهی برای ادامه راه رسالت ایجاد کند؛ زیرا حتی در زمان حیات ایشان در مرکز رسالت اسلامی، مدینه منوره هم به کمال مطلوب نرسیده بود،چه رسد به سایر اقلیم های دولت اسلامی،از خلال این آگاهی و مشیت الهی خط امامت در اسلام به وجود آمد،تا پیشوایان از گذرگاه آن برپا خیزند و نقش طبیعی خود را برای هدایت حرکت تاریخی اسلام به سوی دگرگون سازی اجتماعی،سیر الی الله و کمال مطلوب انجام دهند.

این است که خط امامت از خلال ضرورت تاریخی به منزله امتداد خط طبیعی مکتب رسالت است که برای حمایت از اسلام، گریزی ازآن نبوده است.خط امامت در حیات اسلامی از گذرگاه ضروریات شرعی اینچنین ترسیم گردید تا ازنظر علمی و نظری درحد مساوی متمم خط رسالت گردد.اهمیت خط امامت در تاریخ اسلام از نظر علمی علاوه بر مباشرت و مبادرت در مهمات تاریخی در دو حوزه آشکار می گردید.یکی حوزه قانون گذاری و آن روبرو شدن امت با نیازهای جدید بود که هنگام نزول قرآن مجید نظیر این نیازها سابقه نداشت و این امر زمامداران پس ازرسول اکرم را ناچار می ساخت که در اغلب امور راه حل هایی وضع کنند و پیشنهادهای شرعی را در معرض افکار بگذارند.

از جمله اموری که اهمیت خط امامت را در حیات مسلمانان، در سطح تشریعی برای پشتیبانی و حفظ مکتب از سراشیبی مشخص می ساخت، روبرو شدن با مکتب «رأی» بود.اگر عنصر رأی را در قانون گذاری داخل می کردند.


موضوع :
امام شناسی ,